تبليغاتX
یک دانه شن - عذرخواهی

یک دانه شن

ماه رمضان تقريبا تعطيل بودم. روزه نمي‌گرفتم اما چون ساعت كاري كم شده بود تراكم كاري خيلي بالا بود. اينجاست كه ياد حرف برادر دوستم مي‌افتم كه هر وقت من رو مي‌بينه مي‌پرسه: " اوضاع منچولباف خوبه؟!"شايد خيلي‌ها يادشون نياد يا اصلا ندونن كه منچولباف چي بوده اما جهت تذكر به آن دسته از دوستاني كه مي‌دونن چيه و به ريش ما كارمندان دولت كريمه مي‌خندن بايد عرض كنم كه سر من بيچاره واقعا توي اين اداره شلوغه. تو اداره ما يا آدم بيكاره يا خيلي كار سرش ريختن. حالت ميانه‌اي وجود نداره. خلاصه كارم بيشتر مانع شده بود تا ننويسم يا تو پست قبلي كه البته قديميه با دل پر فقط چند خطي بنويسم. به همين خاطر و در حضور همه از دوستاني كه اومدن و سر زدن و رفتن و كامنت گذاشتن و نگذاشتن و گِلِه كردن و ... عذرخواهي مي‌كنم. و نيز از دوستاني كه فرصت نكردم بهشون سر بزنم و صله رحم بجويم معذرت مي‌خواهم. اميدوارم ازين به بعد همسايه خوبي باشم و يكهويي بي خبر گم و گور نشم.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 12:34  توسط یک دانه شن  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin