تبليغاتX
یک دانه شن - دلخوري سياسي

یک دانه شن

خنده داره! هم خنده‌دار و هم ناراحت كننده! شايد هم اشك آدم رو وقتي واقعاً درگيرش باشي دربياره.

به قول مامانم اين انقلاب و حكومت همه رو از هم دور كرده. باعث شده خيلي‌ها از هم فاصله بگيرن. بحث داغ مهموني‌ها فقط سياست است و تحليل‌هاي سياسي!

 

يه مادربزرگ دارم كه هم خيلي مهربونه هم خيلي سياسي. الان داشتم با مامانم صحبت مي‌كردم ديدم دلش گرفته. از مادربزرگم ( يعني مادر خودش) دلخور بود. مي‌گفت آدم‌ها رو دو دسته كرده: آدم‌هايي كه موافق رژيمند و اون‌هايي كه نيستند. اون‌هايي كه هستند بايد مدام تلوزيون ايران ببينند و شبكه خبر گوش بدهند. از رييس جمهور محبوب تعريف كنند و توي نمازجمعه و راهپيمايي‌ها پاي ثابت باشند. از همه بدتر توي مهموني‌ها فقط بايد حرف سياسي موافق بزنند و از جشن هسته‌اي و دستاوردهاي احمقانه تعريف كنند. به اسراييل بد و بيراه بگن و خيلي كارهاي ديگه كه اين روزها مي‌بينيم از بعضي آدم‌ها سر ميزنه!

اما اون‌هايي كه مخالفند و يا اصلا دوست ندارند دخالت كنند، بهتره اصلا حرف نزنن. حتي در مورد آب‌و هوا هم اگه اظهار نظر نكنند بهتره چون همه حرف‌هاشون يه جورهايي بوي مخالفت ميده.

امروز صبح مثلا شنيدم كه در مورد كسي كه از نبود تاكسي و اتوبوس توي محلشون شكايت كرده بود گفته كه تقصيره خودشه. تا چشمش دربياد. مي‌خواست نياد بالاي شهر خونه بخره. يك كم بره پايين‌تر!!

مي‌خندم وقتي مي‌بينم كه آدم‌ها اينقدر درگير پوسته شدند. و گريه‌ام مي‌گيره كه وقتي مي‌بينم كه مادربزرگمه و رفتارش مامانم رو ناراحت مي‌كنه.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه ششم اسفند 1386ساعت 13:32  توسط یک دانه شن  |  مطلب را به بالاترین بفرستید: Balatarin