امروز حدود ساعت 1 بود كه دوباره يك مخترع زنگ زد و بيشتر از نيم ساعت پشت تلفن تقريبا ميخوام بگم كه چرت و پرت گفت.
از وقتي توي اين اداره اومدم به طور متوسط روزي يك مراجعه كننده حضوري، تلفن و يا نامه داشتهام كه يك نفرادعا كرده محصولي ساخته كه مصرف انرژي رو تا خدا درصد كاهش ميده. همشون هم به يمن بركت وجود يك اداره ثبت اختراعات و مالكيت معنوي كه اصلا هيچ ديدي تقريبا از هيچ چيزي نداره يك گواهي ثبت اختراع زير بغلشونه. از اونجايي كه بيشترشون هم از دنيا بيخبرند فكر ميكنند كه داشتن يك گواهي ثبت اختراع از اون اداره يعني اينكه الان اونها يك نابغه هستند و دولت هم بايد ازشون حمايت كنه و پول بهشون بده.
همين پارسال بود كه يكيشون برامون يك دردسر اساسي درست كرد. بعد از اينكه از ما جواب منفي شنيد (آخه با فويل آلومينيوم و رنگ سياه ساختماني آبگرمكن خورشيدي درست كرده بود) كار را به رهبري و رياست جمهوري و مجلس و انواع و اقسام سيستمهاي بازرسي و حسابرسي (كه تعدادشون هم كم نيست) كشاند. حالا بيا و به آقايون ثابت كن كه طرحش مزخرفه و جواب نميده. آخرش هم بهمون بست كه زد و بند داريم و...
خوب همه چيز بايد توي اين مملكت به هم بياد.
سر همين قضيه بود كه با همكارم يك بحث طولاني راه افتاد در مورد اينكه كلا علم و گسترش مرزهاي علم توي اين مملكت ادعاي مزخرفيه و مثل هر چيز ديگه اينهم فقط انگيزهاي براي پول درآوردنه.
همه اين مخترعين تقريباً بيسوادي كه سراغ ما ميان فقط سراغ پول رو ميگيرن.
